افسونگری Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 22 اسفند ماه سال 1385
نظرات عمومی در ارتباط با نظریه قاره کهن


 

• 12/12/2006 - به این روح بزرگ ادای احترام می کنم
Posted by محبوبه شادلو 
آزیتا پیرنیای عزیزم
از شما بخاطر آنکه امشب مرا با ارد بزرگ آشنا نمودی سپاسگذارم
در تمام عمر بدنبال چنین فرهیخته ای بودم و تو امشب او را به من نشان دادی
فکر برتر او چراغ روشنی در برابر تاریکی های آینده است

 
Permanent Link 

• 12/12/2006 - استاد عزیزم همواره شاد باشد و سر زنده
Posted by کامیار مستوفی 
خانم پیرنیا من هم از شما تشکر می کنم
احساس می کنم این راه و مسیری که پیشوای اندیشه و خرد امروز ایران ارد بزرگ فرمودند جز با عشق و همراهی بوقوع نمی پیوندد لذا من هم سعی می کنم تا جای که می توانم وبلاگ زیبایتان را به همگان معرفی کنم تا هر چه سریعتر شاهد تحقق آرمانهای باشیم که در این فضای معطر گفته شده است

سیدنی - استرالیا
Permanent Link 

• 12/12/2006 - مسعود کاظم بیگی
Posted by بسیار عالی بود 
آزیتا آفرین
بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسیار جالب بود
زبان شیوا و پارسی ارد بزرگ قلب هر ایرانی را به گرمی می فشارد
امیدوارم همه قدر زحمات شما را بفهمند

 
Permanent Link 

• 12/12/2006 - مهشید . ل
Posted by آزیتا با خواندن سخنان ارد بزرگ فهمیدم تنها نیستم 
با خواندن مطالب و سخن گهربار ارد بزرگ لبخند به صورتم برگشت احساس کردم ایرانیان آگاه و استوارند
و اما چرا لبخند چون با خواندن متن خبر زیر اشک از دیدگانم جاری شده بود


در مراسم اهدای مدال های وزنه برداری بازی های آسیایی دوحه، با حضور نمایندگان مجلس جمهوری اسلامی ، گوینده زن عرب ، ایران را «الجمهوریه العربیه الایرانیه» معرفی کرد!؟؟

 

آذر ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۴:۱۲

 

مراسم گشایش بازی های آسیایی دوحه 2006 که سراسر الهام گرفته از اسطوره های فرهنگی سراسر جهان مانند اودیسه هومر از فرهنگ یونان و سیمرغ از فرهنگ ایران بود با معرفی ابوریحان بیرونی با عنوان «البیرونی» و عرب دانستن ابن سینا به اوج رسید و پس از آن مشخص شد بازهم نام جعلی خلیج عربی به جای خلیج فارس استفاده شده است، اما حالا کار به جایی رسیده که در مراسم اهدای مدال حسین رضازاده بزرگترین توهین به ملت ایران اتفاق می افتد.

 

به گزارش خبرنگار «بازتاب ورزشی»، در مراسم اهدای مدال های وزن 105+ وزنه برداری بازی های آسیایی دوحه، گوینده زن عرب، از جمله «الجمهوریه العربیه الایرانیه» به جای «جمهوری اسلامی ایران» برای معرفی کشورمان استفاده می کند.

 

دسته گل قطری‌ها در شب پیروزی رضازاده

 

البته جای شگفتی دارد که تنی چند از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مقامات دیگر نیز در دوحه حضور دارند، ولی کوچکترین اعتراضی به این موضوع نشده است

 

این حرکت غیر دیپلماتیک و توهین آمیز در شرایطی است که به دلایل نامشخصی از ابتدای بازی های آسیایی دوحه تا حال، مقامات سیاسی و ورزشی کشورمان در مورد اتفاقات رخ داده سکوت اختیار کرده اند و حتی در این مورد که حدود 60 ساعت از آن می گذرد، حتی یک اعتراض خشک و خالی هم به قطری ها نشده است.

 

وقاحت این حرکت زمانی بیشتر آشکار می شود، که گوینده عنوانی را برای کشورمان استفاده می کند که پیش از این برای دولت های عربی با گرایش شرقی و دارای حکومت های چپ مانند مصر، یمن، سوریه، اردن و لیبی به کار برده می شد.


 
Permanent Link 

• 12/12/2006 - پرویز عبادی
Posted by http://seewww.blogfa.com/ 

خانم پیرنیا مطلب بسیار شیرین و جالبی را منتشر نموده اید
بنده قبلا کتاب برآیند ایشان را نیز مطالعه نموده بودم و در روزنوشتم نیز به نمایش گذاردم .

اما این مطلب بسیار مهم و پر اهمیت است .

فکر می کنم زندگی بیش از 500 میلیون نفر را در بر می گیرد.
قاره کهن می تواند آمال آرزوهای نسل امروز را برآورده سازد اما واقع امر آن است که این کار باید بسیار گسترده تر انجام گیرد .
محبوبه شادلو در مورد او چه زیبا گفته است : که فکر برتر ارد بزرگ چراغ روشنی در برابر تاریکی های آینده است . (اولین پیام)
خانم شادلو من آماده ام اگر موافق باشید با شما و دیگر دوستان یک گروه خبر رسانی ایجاد کنیم و این نظریه سرنوشت ساز را به همگان معرفی نماییم حتما کامیار عزیز از سیدنی با من هم عقیده خواهد بود اگر آماده بودید برایم در آدرس زیر پیغام بگذارید

http://seewww.blogfa.com/
Permanent Link 

• 12/12/2006 - سلام دوشیزه عزیز پیرنیا و همه حقگویان
Posted by Anonymous 
چهار سال عضو یکی از تیم های ملی بودم
الان یکسال است بخاطر ناداوری ، داور فلیپینی خانه نشین شده ام
سرور عزیز ارد کاملا درست می فرمایند ورزش ما در دست کنفدراسیونهای آسیای دور گرفتار است. مطمئنم اگر ورزشکاران از این نظریه اطلاع داشتند خودشان پیگیر خبر رسانی آن می شدند . اگر امروز کاری نکنیم ورزشکاران بسیاری همچون من در تله آنها گرفتار خواهند شد .
امیدوارم کنفدراسیونها در قاره کهن افتتاح شود و همه از شر این نامردان خلاص شویم

یا علی
ع . ر
Permanent Link 

• 12/12/2006 - last-one.blogfa.com
Posted by Anonymous 
جالب و آموزنده بود.موفق باشی.
Permanent Link 

• 12/12/2006 - alihagh
Posted by Anonymous 
salam va eradat,weblogetoon kheyli pokhteh tar az in boud ke avalin matlabesh bashe.
Permanent Link 

• 12/13/2006 - درود
Posted by رضا 
درود بر شما خانوم پیرنیا
عشق به میهن و میهن پرستی همواره قابل ستایش. امیدوارم با خوندن نوشته های شما کمی این حس در بقیه تقویت بشه.
سپاسگذارتون خواهم بود اگر به وبلاگ ماهم سر بزنید.
با احترام
www.economicschool.blogfa.com
Permanent Link 

• 12/13/2006 - مصطفی مسجدجامعی
Posted by Anonymous 


ارد یک انسان برگزیده است .
همین
 
Permanent Link 

• 12/13/2006 - پرویز عبادی
Posted by Anonymous 


http://seewww.blogfa.com/

خانم شادلو ممنونم از پیام شما من برای شما ایمیل زدم
و موارد را توضیح دادم پس منتظر پاسخ شما می مانم

 
Permanent Link 

• 12/13/2006 - http://243.blogfa.com
Posted by Anonymous 
سرکار خانم آزیتا پیرنیا

درود بر شما و ارد بزرگ باد
وقتی در مطالب آن مرد بزرگ دقت می کردم جز خرد ، یک رنگی و بلند منشی ندیدم

کاش می شد کاری کرد عبدالکریم سروش با ارد بزرگ مناظره ای انجام دهد
آنگاه می شد صوفی منشی ارتجاعی را به چالشی جالب با خرد و عقل کشانید .

کاوه حسابی
Permanent Link 

• 12/13/2006 - محبوبه شادلو
Posted by Anonymous 


آقای پرویز عبادی من ایمیلم چک کردم
به زودی جوابتون رو می دم ممنونم
 
Permanent Link 

• 12/13/2006 - thanks
Posted by cyrusonline بابک 
درود بر شما خانم آزیتا پیرنیا
ممنون از حسن نظرتون درباره مطالب وبلاگ
اگه میشه بیشتر توضیح بدید تا بدونم چه کمکی از دست من برای کار شما بر میاد.
با آرزوی سربلندی ایران عزیز
بدرود.
 
Permanent Link 

آ• 12/13/2006 - Untitled Comment
Posted by Anonymous 
تا جایی که از دستم برآید در خدمت شما هستم
Permanent Link 
 

• 12/13/2006 - سعید فردوست
Posted by salam khanome pirnia 


فکر می کردم نسل بزرگان در ایران زمین سوخته است اما امشب به این نتیجه رسیدم خدوند ایران زمین در بدترین شرایط هم ققنوس وار به نجات این ملت می شتابد
سخن ارد بزرگ گوارا و دلنشین بود همچون پند ها و اندرزهایش و می رسم به جمله مشهورش که آزادی بدون دانایی بدست نمی آید ...
آری آزادی انسان از بسیار خواسته های روزمره اورا به کمالی می رساند که بداند و بخواهد آزادی خود و هم کیشانش را
خانم پیرنیا خیلی زود تلاش می کنم مطلبی در خور مقام و سخن استادمان بنگارم و تقدیم دارم .
 
Permanent Link 

• 12/13/2006 - جااااااااااااااااااالب بود
Posted by آزیتا سلوکی 
سلام به همنام خودم آزیتا
فکر می کنم بزرگترین خدمت قاره کهن جلوگیری از احساسات جدایی طلبانه همه این کشورهاست این مسئله باعث می شه همه به یک آرمان بزرگتر فکر کنند تا به امید خدا سازمان کشورهای قاره کهن تشکیل بشه و این رویا نیست...

آزیتا سلوکی
 
Permanent Link 

• 12/13/2006 - محمد علی دریابندری
Posted by Anonymous 


کیف کردم دمتون گرم 
Permanent Link 

• 12/13/2006 - سبزه شاه علی
Posted by Anonymous 

پربار و آموزنده بود
واقعا چرا باید جهان فکر کنه که فرهنگ ما با تایلند یکیه !
همه می دونیم اونا چه جوریند
و یا چینی ها که همه وسایل کارخانجات دیگر کشورها رو به نام خودشون تقلب می کنند وقتی دیدم ارد بزرگ نوشته اند چینیان شاهنامه را 400 سال پس از فردوسی بنام خودشان تقلب کردند یاد جنس های تقلبی بی کیفیت چینی افتادم و به این نتیجه رسیدم که حتما همون بلا رو سر شاهنامه فردوسی عزیزمون در آوردند
یک تشکر بزرگ هم آزیتا جان داشتم بخاطر توضیحاتی که جلوی کلمات سخت گذاشته بودید  ...دستت درد نکند که لقمه حاضر آماده رو به ما دادید چون در غیر این صورت حتما باید از یک فرهنگ غنی لغت بهره می گرفتیم که خوب شما حلش کردید
من هم می خوام وبلاگ بزنم اما قبل از اون باید آموزش ببینم اگر زدم حتما به شما خبرشو می دم
و بعدش خبر یدم لینکم کنید

پس تا بعد
بای
 
Permanent Link 

• 12/13/2006 - سلام
Posted by Anonymous 
با عرض سلام خدمت شما نازنین
وبلاگ پرباری داری
در این دوره که اکثرجوانان بدنبال مسائل خاصی و انگشت شماری در اینترنت هستن بسیار باعث شعف و افتخار است که فرادی به مثابه شما تاریخ کهن و فرهنگ غنی ایرانی را دوباره سازی می کنند
از صمیم قلب برایت آرزوی موفقیت می کنم
امیدوارم رابطه مفید و مثمرثمری داشته باشم
پس فعلا تا بعد دست حق همراهت
در ضمن من لینکت کردم

---------------------------------------------------------------------
دوست عزیز ممنونم از لطف و حسن نظر شما کاش
آدرس وبلاگ خود را می گذاشتید تا من هم شما را لینک کنم
باز هم متشکرم

 

آزیتا پیرنیا
مدیر تارنگار

Edited by bavi on 12/14/2006 at 7:42 AM
Permanent Link 

• 12/15/2006 - از طرف سیروس
Posted by Anonymous 
خانم پیرنیا مطالبی که از ارد بزرگ بیان کردی حرفهایی است که مردم ما هزارو سیصد سال است به دنبال
آن هستند وهر وقت که آزاده ای انها رابیان داشته همیشه در دل مردم ایران زنده بوده است. در حالی که دیگران افتخارات و زحمات فرزندان این سرزمین را راهی برای کسب جایگاهی برتر در مقابل ما قرار داده اند و از داستانهایی که هزاران سال از زبان مادران وپداران ما برای فرزندانمان نقل میشده است گرفته تا نام و اصل و نصب دانشمندان و بزرگان این سرزمین که جزئ نوادر همه دوران ها هستند را به نام سرزمین خود جعل میکنند و دریغا که مردی از پوشال مردانی که اکنون سرنوشت ما را میسازند اندک نگرانی نیز از این بازی ناجوانمردانه ندارند.
این اندیشه ارد میتواند راهی روشن برای فرزندان این سرزمین با شد تا دوباره شاهد شکوفایی خرد واندیشه در این سرزمین باشیم .

سیروس اسحاق ابادی
 
Permanent Link 

• 12/15/2006 - از طرف سیروس
Posted by Anonymous 
خانم پیرنیا مطالبی که از ارد بزرگ بیان کردی حرفهایی است که مردم ما هزارو سیصد سال است به دنبال
آن هستند وهر وقت که آزاده ای انها رابیان داشته همیشه در دل مردم ایران زنده بوده است. در حالی که دیگران افتخارات و زحمات فرزندان این سرزمین را راهی برای کسب جایگاهی برتر در مقابل ما قرار داده اند و از داستانهایی که هزاران سال از زبان مادران وپداران ما برای فرزندانمان نقل میشده است گرفته تا نام و اصل و نصب دانشمندان و بزرگان این سرزمین که جزئ نوادر همه دوران ها هستند را به نام سرزمین خود جعل میکنند و دریغا که مردی از پوشال مردانی که اکنون سرنوشت ما را میسازند اندک نگرانی نیز از این بازی ناجوانمردانه ندارند.
این اندیشه ارد میتواند راهی روشن برای فرزندان این سرزمین با شد تا دوباره شاهد شکوفایی خرد واندیشه در این سرزمین باشیم .

سیروس اسحاق ابادی
 
Permanent Link 

آ• 12/15/2006 - درود
Posted by Anonymous 
سلام.من به شما هموطن ایرنی و اریائی افتخار میکنم.به وب من خوش اومدی.متاسفام که مطالب وب جدید من سطحی و کتاه هستند.برای تخلیه خودم از افسردگی روح و تنهائی رو اوردم به این مطالب و ب های دیگر مندر مورد ایران و قوم اریائی است.و این وب که برای شما قرار میدم.برای اتحاد اقوام.اشنائی و در عین حال موضوعاتی چونروانشناسی قومی و اجتماعی یک ملت بحث میکند که ثبت موقت میباشد.شما حرف دل من را درمورد.ایران و این سرزمین میزنید.باید برای جامعه اینده ایران از روش روانشناسی مردمی و اجتماعی استفاده کرد و تا ما تاریخ و جغرافیای یک ملت را ندانیم .نمیتوانیم ان ملت را کنکاش کنیم
http://god728.blogaf.com
واقعا به بانوانی مثل شما افتخار میکنم.تعداد بانوان امثال شما در این برهه از زمان بسیار کم است.و ما متاسفانه فقط سواد زنان را در جنگ با تعدد زوجات و مرد سالاری میبینیم.نه مساعل علمی متوع تر.موفق باشی بانوی ایران
Permanent Link 
 

• 12/15/2006 - shahab
Posted by Anonymous 
khannom pernia.man kole matlab neveshtam ama dar ham shode.bayad age khasted bekoneed .right kilic koneed va dar iencoding. fontesho avaz koneed.

chon baze nazarat khonde nemeshan
.khoda ba shoma banoy ariae
man egaze link me khaham
bedrood
http://god728.blogfa.com.
Permanent Link 

• 12/16/2006 - 728
Posted by Anonymous 
salam.manoon az hozoreton.man shomaro ba nam
peyvand zer link kardam:eftekhar ma iraniha yek banoye irane tahselkarde(azita khanom)
agar khasted metoned beged esme link motabegh saleghaton avaz beshe
Permanent Link 

آ• 12/16/2006 - ابهام
Posted by هاکان 
با سلام و تشکر از آزیتا پیرنیای عزیز به خاطر مطلب زیبای این پست
اما من سوالاتی در ذهنم دارم که می خواهم به آن پاسخ بگویید اول در مورد فردوسی بگویم که من مخالفم چون فردوسی خود عامل جدایی و فاصله است چون در شاهنامه فقط از ایران سخن می گوید و ایران را بزرگ و عظیم نشان می دهد در حالی که به همان اندازه توران را کوچک و ناتوان نشان می دهد که همین بزرگ ترین عامل جدایی است و همین طور من با باقی ماندن آذربایجان به عنوان قسمتی از ایران مخالفم چون هر جقدر هم مردم ایران و آذربایجان به هم نزدیک باشند باز هم تفاوت هایی وجود دارد که لزوم کشور مستقل آذربایجان را باعث می شود به امید اینکه روزی آذر بایجان کشوری آزاد و مستقل شود و با ایران روابط خوب و دوستانه ای داشته باشد
لطفا جواب مرا در بدهید.
( khordedare.blogfa.com )
Permanent Link 
 

• 12/16/2006 - :D
Posted by Anonymous 
salam dust aziz me3r30 az in keh be webblog man sar zadi ,...khili khush hal misham kari az dast man bar biyad ,age mishe bishtar tozih badin
Permanent Link 

• 12/17/2006 - Untitled Comment
Posted by avindar 
سلام و عرض ادب
درست است مثل هم فکر نمی کنیم
ولی اشتراک ما فکر کردن مان است!!!
بگو به چه می اندیشی؟؟؟
من به فکرتو!!!!
http://hawre2706.blogfa.com
 
Permanent Link 
آ• 12/17/2006 - قاره کهن
Posted by Anonymous 
سلام به آزیتا خانم پیر نیا
از اینکه به وبلاگ من سر زدی متشکرم . متاسفانه دز رابطه با نظریۀ قاره کهن من هیچ اطلاعات به درد بخوری ندارم .به هر حال مرا ببخشید .
Permanent Link 

آ• 12/17/2006 - قاره کهن
Posted by Anonymous 
سلام به آزیتا خانم پیر نیا
از اینکه به وبلاگ من سر زدی متشکرم .
متاسفانه دز رابطه با نظریۀ قاره کهن من هیچ اطلاعات به درد بخوری ندارم .به هر حال مرا ببخشید.
زیودار
Permanent Link 
 

• 12/17/2006 - Untitled Comment
Posted by محمدرضا فرهادی پور 
سلام چه مباحث جالبی اولین بار است که این مطالب را می خوان دست مریزاد خسته نباشی
Permanent Link 

• 12/18/2006 - مشکوه
Posted by journalism.blogfa.com 
از این که به سرزمین و زادگاهت عشق می ورزی تو را سپاس می گویم فرهنگ کهن ایران همیشه بر تارک جهان درخشیده و فرهنگهای ملل مختلف و متعرض به این مرز و بوم را در خود حل کرده است پس از این بابت باید به این مرز و بوم افتخار کرد و خاکش را سرمه چشم نمود.وبلاگت خیلی قشنگه 
Permanent Link 

• 12/19/2006 - روح الله مروتی
Posted by Anonymous 
حرف شما حق است
Permanent Link 

• 12/21/2006 - sodh
Posted by Anonymous 
خدا کنه یک نفر تو این مملکت خراب شده یه لحظه به این حرفها گوش کنه
خدا کنه
Permanent Link 

• 12/23/2006 - تشکر از همه.
Posted by دکتر سهیل خلیل پور"آلفردو" 
درود
درود بر پیر و استاد و ما که اقتدای ما بر او امروز چه زیبا در طلیعه ی صبح زمستان به بار نشست و بهاری را شاهدیم که هرگز نبوده است در هیچ بهار دیگری اینگونه شکوفه.
این قسمتی است از یک کلم شادباش از استاد جفر معروفی که وام گرفتم و نوشتم.
و اما پارسیان افتخار کنند که پیام آور گذشته گان و نیای ما امروز به همان ستروکی دیروز این شکوفه ها را برایمان به ارمغان اورد.
بی شک گوش سپردن عمل کردن و خواندن مکرر و استفاده از آموزشهای کتاب و هم استفاده از کلماتی وزین و پارسی بدون اندکی حتی حرف غیر پارسی بدون نگاه تبعیض امیز و ناسیونابیستی کور با نگاهی به وسعت همه ی کهکشانها به دوردستها از جهانبینی خاصی که توصیفش بس سنگین است و از حقیر بر نمی آید.
از امیر همدانی دوست و استاد خوب
از استاد و راهنمای خوبم جعفر معروفی عزیز 
و از یکایک دوستان عزیز تشکر می کنم که دست به دست هم موجب هر چه زیبا تر شن نشر این کتب ارزشمند شدند.
از همه تشکر می کنم.
خانمها ملک .رضائی .درنا لرستانی ودکتر مهرانفر .مهری بلوری و دوستان کامیار مستوفی عزیز و استاد باوی و استاد موسیقی جهانگیر و استاد دکتر خسروی و همه ی اعضای پاساگارد. 
Permanent Link 

• 12/23/2006 - ارد بزرگ می دانم روانت چه سختی ها متحمل شده است
Posted by ستار مفیدی 
امروز وقتی خبر زیر را خواندم تمام وجودم در آتش سوخت و بر ...
شادمانی تجزیه طلبان از به آتش کشیدن شاهنامه فردوسی، ‌دیوان حافظ ، دیوان سعدی و کوروش

 

پیمان پاک مهر . روزنامه نگار در تبریز

www.tabriznews.com

pakmehr88@hotmail.com

Tel:00989144157400

Date:1385/10/2

 

تبریز نیوز:سرویس سیاسی: تجزیه طلبان از به آتش کشیدن کتاب های شاهنامه فردوسی ، ‌دیوان حافظ ، سعدی ، متون ادب فارسی و نیز کوروش ، توسط این گروه در مناطق آذری نشین ابراز شادمانی کردند.

 

اخیرا عکس های متعددی از به آتش کشیده شدن کتاب های شاهنامه فردوسی ، ‌دیوان حافظ ، سعدی ، متون ادب فارسی و نیز کوروش توسط تجزیه طلبان در سایت های اینترنتی منتشر شده است.

 

در این تصاویر آرم و امضا سایت هایی که از ارگان تجزیه طلبان به شمار می روند در پشت زمینه و زیر هر عکس دیده شده که ابتدا توسط این گروه منتشر شده است.

 

به دنبال چنین اقدامی ، فعالان تجزیه طلب با انتشار مجدد آن از طریق ایمیل های گروهی این عمل را ستوده و بر تکرار آن اهتمام می ورزند.

 

گفتنی است، پس از ناکامی های پی در پی تجزیه طلبان در تحریک شهروندان مناطق آذری نشین ، فعالیت های افرادی انگشت شمار و مطرود چندی است وارد فاز جدیدی شده که آتش کشیدن کتاب های مفاخر ایران و توهین به تاریخ ، فرهنگ و مفاخر ملی ایران از جمله چنین اقداماتی به شمار می رود.

 

چنین اقدامی از سوی تجزیه طبان خشم شهروندان آذری زبان در شمال غرب ایران را برانگیخته است.

 

در این میان برخی از گروه ها و فعالان قومی در داخل و خارج از ایران از چنین اقدامی ابراز انزجار کرده اند.

 

تحلیل گران بر این باورند، دامن زدن به اختلافات قومی و حمایت های وسیع و همه جانبه مالی و رسانه ای از تجزیه طلبان در دستور کار برخی از سرویس های جاسوسی کشورهای بیگانه قرار دارد.چنین تلاش هایی در حالی صورت می گیرد که تست های مکرر "انسجام ملی"، در مناطق آذری نشین "همبستگی ملی" را نشان داده است.

 

پیشتر یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس، گفته بود:دستگاه های امنیتی ایران در به بازی گرفتن جاسوسان حوزه قومیت ها (به عنوان جاسوسان دو جانبه) نسبت به تشکیلات جاسوسی بیگانگان دست بالایی دارند.

 

کارشناسان و تحلیل گران تاریخی بر این باورند که ،‌ تجربه های تاریخی نشان داده است که شهروندان مناطق آذری نشین از جمله وطن پرست ترین شهروندان ایرانی به شمار می روند.

 


 
Permanent Link 

• 12/26/2006 - محمد حسین طلایی
Posted by Anonymous 

آنگاه که ارد بزرگ مرد حرفهایش به تحقق خواهد پیوست
مرده پرست بودن ما بر خودمان هم پوشیده نیست


طلایی
Permanent Link 

• 12/27/2006 - دو انفجار بزرگ در شمال شهر باستانی تابران و آرامگاه فردوسی
Posted by Anonymous 

دو انفجار بزرگ در شمال شهر باستانی تابران و آرامگاه فردوسی
در این آدرس ببینید :

http://benyamin-masha.blogfa.com/post-3155.aspx
 
Permanent Link 

• 1/2/2007 - http://koh-chang-travel.com/proxy_disable/index.php?q=aHR0cDovL3NlZGEuYmxvZ2lhLmNvbS8%3D
Posted by پیامی برای تجزیه طلبان 


تجزیه طلبان با پول کشورهای خارجی سعی در تکه تکه کردن ایران عزیز را دارند برای آنکه نسل جوان ما بخصوص در این نواحی به ماهیت کثیف این سرسپردگان پی ببرند دو سری جمله از نادر شاه افشار ( که کُرد بوده بوده ) و ستارخان ( که وطن پرست ترین آذری کشورمان بوده است) جمع کرده ام بخوانید و خود قضاوت کنید عشق و علاقه هر دو را به فردوسی بزرگ ببینید و به آتش زدن شاهنامه توسط پان ترکها بنگرید !.....

وطن دوستی سالار کردها را ببینید :


نادر شاه افشار : تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری ابدی برای کشورم کسب کنم .

نادر شاه افشار : باید راهی جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم همیشه به دنبال نوری بودم نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو می توانی این تنها نیروی است که از اعماق و جودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ .

نادر شاه افشار : از دشمن بزرگ نباید ترسید اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت . جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است.

نادر شاه افشار : اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید .

نادر شاه افشار : خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود .


نادر شاه افشار : وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند .

نادر شاه افشار : هر سربازی که بر زمین می افتد و روح اش به آسمان پر می کشد نادر می میرد و به گور سیاه می رود نادر به آسمان نمی رود نادر آسمان را برای سربازانش می خواهد و خود بدبختی و سیاهی را ، او همه این فشارها را برای ظهور ایران بزرگ به جان می خرد پیشرفت و اقتدار ایران تنها عاملی است که فریاد حمله را از گلوی غمگینم بدر می آورد و مرا بی مهابا به قلب سپاه دشمن می راند ...

نادر شاه افشار : شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است .

نادر شاه افشار : فتح هند افتخاری نبود برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود .

نادر شاه افشار : کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است .

نادر شاه افشار : هنگامی که برخواستم از ایران ویرانه ای ساخته بودند و از مردم کشورم بردگانی زبون ، سپاه من نشان بزرگی و رشادت ایرانیان در طول تاریخ بوده است سپاهی که تنها به دنبال حفظ کشور و امنیت آن است .

نادر شاه افشار : لحظه پیروزی برای من از آن جهت شیرین است که پیران ، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببینم .

نادر شاه افشار : برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم .

نادر شاه افشار : گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند .

نادر شاه افشار :کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم .

 

 


وطن دوستی سالار آذری را ببینید :

ستارخان : مشروطه خواه ، تفنگچی نیست بل آزادی خواه است اگر آزادی نباشد ایران به آشوب کشیده می شود قاجار ، مشروطیت را می پذیرد و یا از ایران می رود .


ستارخان : ایرانیان حق دارند پادشاه خویش را خود انتخاب کنند و همین طور نمایندگان مجلس را .


ستارخان : دولتین انگلیس و روس را از دخالت در امور خاریه ایران برحذر می دارم آنچه بین ماست داخلی است و هر تعرضی به ایران بیجواب نخواهد ماند .


ستارخان : وطن پرست ترین کسی که شناخته ام همانا فردوسی ، پیر مرد توسی است .


ستارخان : شجاعت بدون هدف و آرمان ملی قدرتی محسوب نمی شود .


ستارخان : یکی از بزرگترین آرزوهایم باز گرداندن باکو به سرزمینمان ایران است .


ستارخان : در پاسخ به ظل السظان چنین جملاتی نوشت : اگر یک روز از زندگیم باقی مانده باشد آن یک روز را هم برای استقلال و حفظ کرامت ایران خواهم جنگید حتی اگر لقب شورشی و ضد مملکت به من داده شود .


ستارخان : در نامه ای برای فرمانده قشون روس در سرحد جلفا که به سوی تبریز در حرکت بودند چنین می نویسد:
بدان ایرانیان شاید تاب پاشاه ستمگری همچون محمد علی شاه قاجار را بیاورند اما نیروی بیگانه را جز با جام مرگ استقبال نخواهند نمود اگر برنگردید جنازه شما را برای خانوده تان خواهم فرستاد(آنگونه که نقل شده قزاقهای روس پس از دریافت نامه از جلفا عبور نکردند)


ستارخان : چارلز مارلینگ کاردار سفارت انگلیس در ایران در دسامبر سال 1907 میلادی در جلسه ای برای آنکه بداند بین دولت روسیه و ستارخان چگونه است این جملات را از فصل نهم وصیتنامه پطر ، فرمانروای روسیه (هم عصر نادر شاه ) می خواند که : " ممالک گرجستان و ولایات قفقاز شریان حیاتی ایران است و همینکه نوک نیش تسلط روسیه بر آن خلید فی الفور خون ضعف از رگ و دل ایران فوران خواهد کرد و چنان او را از حال خواهد برد که به طبابت هزار افلاطون اصلاح طبیعت او ممکن نشود ....
بر شما لازم است که بدون فوت وقت ممالک گرجستان و قفقاز را تسخیر نموده و فرمانفرمای ایران را خادم و نوکر مطیع خود سازید ."
و ستارخان می گوید فکر می کنم این هذیانهای آخر عمر پطر به دهان بسیاری خوش آمده است ! او خود تَرکه ایرانیان را که بدست جهانگشای عالم نادر قلی افشار بود را بارها خورد فرزندانش هم هنوز از زیر لاشه جد خویش بدر نیامده اند این چند صباحی هم که قفقاز از دست ما خارج شده نیز دوامی ندارد اگر عمر یاری کند ایران را به شکل سابق باز خواهیم گرداند .

 

ستارخان : اگر شاه ( محمد علی شاه ) غرورش را زیر پا می گذاشت با حقارت از تهران نمی گریخت .


http://seda.blogia.com/
صدای ایران

 
Permanent Link 

• 1/16/2007 - salam azita jan
Posted by Anonymous 
salam azita jan man amer hastam va mamnoon ke be weblogam sar zadi. man kheylee moshtagham bahat hamkari konam.blog ghashangi dari man chand matne jadid daram ke dar weblogam hanooz up nakardam agar khasti mitoonam dar ekhtiyaret bezaram
dar zemn matalebe jadidi ham gozashtam ke fekr mikonam be dardet bekhore rasti in emaile shakhsiye mane .
amerghasemi@gmail.com
ba man dar tamas bash
best regurds(amer)
 
Permanent Link 

آ• 1/31/2007 - www.iranart2005.blogfa.com
Posted by Anonymous 
درود به شما فرزند راستین ایران
مطالب مباگتون رو مطالعه کردم بی تعارف بگم فوق العاده بود
پاینده باد ایران
بر افراشته باد کاویانیدرفش
پر رهرو باد آیین بهی
ا

Permanent Link 

• 2/1/2007 - www.iranart2005.blogfa.com
Posted by Anonymous 
doorood be shoma dooste aziz
man kheyli khoshhal misham vagti ke mibinam dar masire armanhayi ke daram tanha nistam va doostane khoobi mesle shoma daram
man ba eftekhar tarnegare shoma ra be tarnegare khodam peyvand zadam
movaffag bashid
khoda negahdar

khoda negahdar

 
Permanent Link 

• 2/8/2007 - www.iranart2005.blogfa.com
Posted by Anonymous 
درود بر شما دوست عزیز

مدتها قبل پروفسور ذهتابی کتابی نوشت و در آن نظریاتی همچون ترک بودن زرتشت را مطرح کرد
نوشتارهای وی چنان مسخره بود مه مدتی بعد حتی از طرف دوستان فکری او رد شد شاگردان مکتب پان ترکسیست که نتوانسته بودند زرتشت را به سمت و سوی فرهنگ ترک بکشند این بار نظریات بی پایه و اساس دیگری مانند جعلی بودن وجود زرتشت را مطرح کردند که این نظریه نه تنها هیچ مقبولیتی میان مردم آذربایجان این فرزندان زرتشت پاک در پی نداشت بلکه سبب منفور واقع شدن پان ترکسیستها در میان مردم آذربایجان واقع شد
مدتیست که دوباره شاگردان مکتب پان ترکسیست با انتشار کتاب ذهتابی در اینترنت جنجال دوباره ای درست کردند
انتشار دوبار کتاب ذهتابی و انتشار دوباره نظریات مسخره نماد عینی شکست سنگین جریانات پان ترکسیستی در آذربایجان میباشد
تارنگار iranart با موضوع بررسی بررسی نظرات ذهتابی و شکست جریانات پان ترکسیسم به روز شد
منتظر حضور سبزتان هستم 
Permanent Link 

 


 
سه شنبه 22 اسفند ماه سال 1385


 

دیدگاه  دکتر رحمت محمدی در مورد نظریه قاره کهن

 


از آقای واسپوهر توسی بخاطر آنکه مرا را مورد لطف قرار داده و دیدگاه این جانب را  در مورد نظریه " قاره کهن " استادم عزیزم ارد بزرگوار خواسته اند سپاس گذارم .

بخاطر آنکه سخن ارد بزرگ ، بسیار زیبا و مختصر است تلاش می کنم در اندک مطلبی ، به مهمترین ابعاد این نظریه اشاره کنم .

روح نظریه معطوف می شود به اتحاد ملل منطقه .
می دانیم جدای طلبی به شکل گسترده در تمامی کشورهای منطقه ما دیده می شود و متاسفانه عده ای هم در داخل کشور این ساز را سالهاست کوک کرده اند و از هر مجالی استفاده نموده و بر طبل جدایی طلبی می کوبند .

به نظر من این نظریه می تواند یک همگرایی بزرگ در سطح منطقه و همین طور در داخل کشورها ایجاد کند .
 
به جرات می توان گفت این نظریه برجسته ترین نظر و دیدگاهی است که تا کنون برای مقابله با موج تجزیه طلبی مطرح شده است .

ارد بزرگ از ریشه ها سخن می گوید ریشه های که هیچ یک از کشورهای منطقه با آن مشکلی ندارند او به زنجیره اتحاد به زیباترین شکل ممکن اشاره می نماید .

او بر ما نهیب می زند مبادا گرفتار امپریالیسم شرقی شویم او از ما می خواهد دست به زانوی خویش بگیریم از ما می خواهد در تعاملی مشترک با کشورهای اطراف حقوق تاریخی خویش در سطح جهان را مطالبه کنیم .
سخن او برای همه این کشورها نوید بخش و در عین حال می تواند کشورهای شرقی و حوزه جنوب خلیج فارس را به موضع گیری وا دارد . غرب چنانچه در طول تاریخ نشان داده بسیار اندک اما با فکر و منطق پیش خواهد آمد و انتظار نمی رود بتواند در کوتاه مدت بر پتانسیلی که به این شکل آزاد می گردد غلبه کند .
پیدایش نظریه قاره کهن باعث ایجاد غرور ملی و جلوگیری از افسردگی جوانان منطقه خواهد شد  و خواهد توانست موجب مجد و عظمت کشورمان شود .

این حقیر هم با این نظریه کاملا موافقم.
امیدوارم با تشکیل قاره کهن به عنوان ششمین قاره جهان ، آینده شکوهمندتری در انتظار کشور عزیزمان ایران باشد .

 

 


 

 دکتر شیوا صولتی

 

وقتی آقای توسی کپی نظریه را نزد من آوردند ابتدا با دیدن نام قاره کهن کمی بی میل شدم تصور کردم که این مسئله در چهارچوب منافع قاره آسیا و دیدگاهی تکراریست اما هم اکنون که این سطور را می نگارم می دانم از پس آن بدرستی بر نخواهم آمد  .
انسانهای نخبه بسیارند آما آفریننده نادر است. آفریننده بوجود آوردنده است نه تجزیه و تحلیلگر ...
 ارد بزرگ آفرینشگر سرزمینی است که همه ما در آن بزرگ شده ایم و امروز در تلاشیم راههای بهتر زندگی نمودن در کنار هم را بیاموزیم اما ارد بزرگ از دورانی سخن می گوید که ما فراموش کرده ایم او همچون یک نوازنده چیره دست ما را به دنیای می برد که در آنجا می توانیم کمال خویشتن را ببینیم حس کنیم و با آن رویایی واقعی بسازیم.
سخنان او در تقسیم بندی مردم جهان بر چهار دسته بسیار بجا و شگفت آور است او به زبانی ساده سخن می گوید.
احساس می کنم باید در مورد او باید بسیار با احتیاط تر سخن گفت چون در هر بُعد از نظریه او صدها مطلب و مفهوم خانه دارد .
وقتی نام " راه ابریشم " را می شنویم ابتدا همه فکر می کنیم این راه یک طرفه بوده  و کالا از شرق دور بسوی ما حمل می شده است ، نهایت آنکه  در ذهنمان این جاده یک طرفه  فرض می شود اما او به ما می آموزد که دقیقا این مسئله برخلاف واقعیتهای تاریخی است در واقع این جاده انتشار خرد ورزی ایرانیان به سوی سرزمین های شرقی است .
من در مورد شرق دور بی اطلاع نیستم چند سال از تحصیلات دانشگاهیم را در کوالالومپور گذراندم  مردم آنجا کشورهایی قاره کهن را عناصری غریبه با آسیا می دانستند نقشه های آسیایی آنها در غرب به پاکستان و افغانستان ختم می شد . آنها حتی حاضر به پذیرش قدمت و اهمیت جایگاه تاریخی سرزمین ما نبودند آنها به امپراطوری چین می نازیدند که خود در زیر سیطره دانش و فرهنگ ما بوده است اگر نگاهی به نظریات تائو و کنفیسیوس در 2500 سال پیش بنمایید کلیه اجزای آیین میترا(7000   سال پیش ایران )را می ببینید . اقتباس در دهها نمونه دیگر همانند معماری ، ریاضیات و ادبیات بسیار آشکارتر دیده می شود .

چندش آور خواهد بود  این همه بیگانگی شرقیان را ببینیم و باز اسرار به ماندن در قالب آسیا را داشته باشیم . آنها که تا همین 50 سال پیش مستعمره بوده اند امروز به منطقه ما بعنوان کشورهای اضافی با مردمی شرور می نگرند .

به نظر من ارد بزرگ با این دیدگاه توانسته در حساس ترین مقطع تاریخی از تجزیه کشورهای این ناحیه و خرد شدن در فرهنگهای غیر بومی جلوگیری کند چین در قالب پیمان شانگهای و قراردادهای دو جانبه سعی در حضوری بلند مدت در این منطقه را دارد و از سوی دیگر عربها به جان مردم منطقه افتاده اند با القاعده  و شبکه الجزیره  ،  و از سوی دیگر ، اتحادیه اروپا سعی در اختلاف افکنی در منطقه را دارد .
 
درمان این همه سختی و پلشتی را می توان در این نظریه دید . ایران باید نقش محوری داشته باشد این تنها پیمانی خواهد بود که ما محور اصلی خواهیم بود و اگر ما نباشیم وضع هر روز بدتر از این خواهد شد ...


 


 


 جعفر معروفی
پژوهشگر

 

حوزه تمدن قاره کهن مجموعه کشورهای را در بر می گیرد که همیشه تاریخ در ارتباطی تنگاتنگ با یگدیگر بوده اند .
می توان چنین پنداشت که ارد بزرگ با نگاهی فرا ملی ، به دامنه تمدن فرهنگی این ملل توجه داشته است . آنچه موجب می شود این کشورها به یکدیگر نزدیک شوند همانا فرهنگ مشترک در بین آنهاست .
حوزه فرهنگی زیر بنای اشتراکات و مراودات سیاسی خواهد شد . ارد بزرگ با یک نگاه کارشناسی در حوزه تمدن فرهنگی قاره کهن به نگاهی دقیق و حساس رسیده است این نگاه می تواند با بحث های تخصصی در بین نخبگان اجتماعی و دانشگاهی به گفتمان سازنده ای برسد .

نظریه قاره کهن تا در بین نخبگان و سپس کل مردم منطقه منتشر نشود نمی تواند قابلیت اجرایی پیدا کند .
من فکر می کنم آینده این منطقه آبستن چنین نظریه ای خواهد بود و معادلات سیاسی با زایش این دیدگاه بکلی تغییر خواهد کرد .
نکته ارزشمند این نظریه نگاه از وادی فرهنگ به قاره کهن است این دیدگاه می تواند موجب دوستی و برادری و رفع سوء تفاهم های  ملل منطقه نسبت به یکدیگر گردد.

 


 


 دکتر محمد مسعود تاجیک

 

انفجارهای اتمی کره شمالی نشان داد غرب تا آخرین لحظه حتی پس از نشان دادن  توان اتمی کره شمالی باز هم در پی فزون خواهی و پیشبرد اهداف خویش است .
اما خارج از بلواهای سیاسی روزانه رسانه ها می توان چنین پنداشت که هژمونی نظامی آمریکا و متحدینش در خاور دور به پایان فصل خویش رسیده است . اما آنها با ادامه جنگ رسانه ای سعی در مخفی نگاه داشتن  مسئله را دارند .
 پایان فصل نظامی گری چالش های مهتری را پیش روی آنها می گذارد که اولین آن فلسفه ادامه حضور نیروهای آمریکایی در ژاپن و کره جنوبی است و این بدان معناست که رفته رفته توان سیاسی غرب در این منطقه کاسته می شود و همگرایی در آن منطقه جای رقابت های دیرین را خواهد گرفت و در نهایت می توان پذیرفت آخرین مرحله تناقضات منطقه ای در آنجا در حال فرو ریزی است  .
آمریکا و غرب برای پوشش رسانه ای این شکست  توجه خود را به تناقضات و اختلافات تاریخی در منطقه ما دوخته اند . و این وحشتناک است !.

آنچه در دیدگاه ارد بزرگ دیدم تقویت سیستماتیک منطقه برای مبارزه با چنین روندی است . متاسفانه غرب در این محدوده  دارای سرپلها و نیروهای خاص خود می باشد .
بحران عراق و تناقضات لبنان زمینه لازم برای اقدامات سریع کشورهای منطقه را برای نیل به این هدف (قاره کهن) فراهم ساخته است .
مسلما با شکست هژمونی نظامی گری در عراق ، لبنان و افغانستان با یورش دیگری مواجه خواهم بود و آن جنگ رسانه ای و اطلاعاتی خواهد بود ، و اکنون زمان خواب خرگوشی نیست اگرخود را آماده ننمایم بیم آن می رود وقتی به اصل جریان پی ببریم که دیگر آتش مناغشات منطقه ای با ریش سفیدی غرب ! هم درمان نیابد .

قاره کهن می تواند شرایط را پیشاپیش به نفع ما تغییر دهد . فکر می کنم ارد بزرگ با این نظریه بزرگترین چالش آینده کشورهای منطقه که همانا تنظیم مراودات بر اساس تاریخ و پیشینه مشترک است را درقالبی نوین به دوستی و همکاری مبدل ساخته است .
نباید از یاد ببریم که آمریکا و غرب ادامه حیاتشان در مناغشات بین المللی است دو جنگ اول و دوم جهانی به دولتمردان آمریکائی بخوبی آموخت که جنگ و کشتار در قاره های دیگر موجب سرازیر شدن طلا به سرزمین آنها خواهد شد !و حتما در خاطر دارید مهاجرین اولیه ای آمریکا نیز در جستجوی طلا بودند !!!...

 

 

 


 

 

نظرات بقیه کارشناسان  در مورد دیدگاه ارد بزرگ  را به مرور تایپ و در همین جا می گذارم

از شما می خواهم اگر نظری دارید در محل نظرات بگذارید

متشکرم

 

آزیتا پیرنیا

 

 


 
سه شنبه 22 اسفند ماه سال 1385
اطلس کامل جهان - بر اساس آموزه های ارد بزرگ

 

 

این وبلاگ بر اساس آموزه های ارد بزرگ طراحی و ساخته شده است - OROD BOZORG

برای دیدن اطلس کامل جهان که بر اساس آموزه های ارد بزرگ طراحی شده است بر روی لگوی بالا کلیک کنید

 


 
سه شنبه 22 اسفند ماه سال 1385
قاره کهن سرزمین فراموش شده

 

قاره کهن سرزمین فراموش شده

  ارد بزرگ

 

خاور و باختر

واژه گان خاور (شرق) و باختر (مغرب) در سامانه جهانی به چه گونه است .

خاور کدام سرزمین ؟ و باختر کجاست؟

چه رازی در پس این واژگان است ؟!

امروز پرده از رازی پزرگ برخواهم داشت !

می دانم هر آزده ای اگر پایش را بدرون یافته هایم بگذارد ، دیگر از آن پا پس نخواهد کشید .

 

شایان گفتن است در نوشتار زیر هر گاه نام " قاره کهن" و یا " سرزمین ما " آورده می شود روی سخنم سرزمین هایست که کشورهای قزاقستان ، ازبکستان ، تاجیکستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، افغانستان ، شمال باختری هندوستان ( سرزمین کشمیر ) ، پاکستان ، ایران ، عراق ، ترکیه ، سوریه ، لبنان ، قبرس ، نیمروزی ترین (جنوبی ترین ) بخش روسیه در میانه استراخان در شمال دریای خزر تا نیمروز اکراین ، آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان بر روی آن جای دارند .

در آغاز چند پرسش :

با نگرش بر پیشینه فرهنگ ، منش و بافت بومی چه همانندی میان مردم " سرزمین ما" با خاور جهان ( فیلیپین ، تایلند ، کامبوج ، ژاپن ، چین ... ) می توان دید ؟

ما چه همریشگی با چپره (جامعه) و توده مردم آنها داریم ؟

چرا هنگامی که به اروپا می نگریم آنان را همگن تر می بینیم ؟

 

 

چهار منش مردم جهان

 

یک -  خاور

در خاور جهان ، برگرفته از چین و کشورهای گرداگرد آن ، احساسات و انگاره پردازی (افسانه ای ، خیالبافی) میاندار است .

با نگاهی به اندیشه های بودا ، کنفسیوس و تائو می بینیم بیشتر رفتارهای آنها احساسی است، و در هنرهایی همچون خوشنویسی و نگارگری این احساس بیشتر دیده می شود .

چند گزینه :

- ناسازگاری احساسی چین بر سر دیدار نخست وزیران ژاپن از یک نیایشگاه دیرینه .

- گروهک های نو پای انگاره پرداز در ژاپن و یا چین که گاهی خوی سیتزه جویانه به خود می گیرند.

- جشنها و بزمهایی همچون رقص اژدها

- در ورزش نیز آنان پرشتاب و احساسی همچون ورزش های بومی خویش رفتار می کنند

- بزم چای نمونه دیگر آن است .

 

دو -  باختر

وارون بر این در باختر گواه (شاهد) مَنشی همواره مادی هستیم آنچه رویکرد پایه را بر دوش دارد بازار سرمایه و سود بیشتر مادی است اروپائیان برخورداری از درآمد بیشتر را پیشتر ، به گونه ای نابهنجار(غیر قانونی) بکار گرفته اند . مکیدن خون سرزمین های گوناگون بدست آنها گویای حس سودجویی آنهاست ، بیشترناسازگاریهای چپیره های (جوامع) اروپایی تا یک سده پیش بیشتر برای بخش بندی داشته های (ثروت) سرزمینهای دیگر جهان بوده است و دیدیم این درگیری ها به نخستین جنگ جهانی انجامید و پس از آن توفان جنگ دوم جهانی ، که به خونخواهی از جنگ نخست وزید.

با نگاهی به اندیشه های آدلف هیتلر در نامه "نبرد من" می بینیم همواره دیدگاه آنها بیشتر خوراندن افرنگ(اروپایی) بدست مردم سرزمین های گسترده تر خاوری است . نگاه اروپائیان نگاهی است خود خواهانه . آنها هیچگاه از خود نپرسیدند این تاراج آبادها ( مستعمرات ) ، خود دارای فرهنگ و پیشینه و شناسه ای با ارزش هستند آنها به توشه ها و داشته های یک کشور ناتوان می نگرند ، نگاه سود جویانه آنها از آغاز پدید آمدنشان بوده و همچنان ادامه دارد .

گزینه ای دیگر :

کسی برخودار از سامان شهروند پذیری ( قانون مهاجرت ) آنها می گردد که بیشترین سود مادی را برای آنها داشته باشد .

برخورد آنها با ترکیه برای پیوستن به سازمان (اتحادیه) اروپا نماینگر این گفته است .

 

 سه -  قاره کهن

و اما "سرزمین ما"

دارای مردمی میانه رو ، آزرم گرا و ادبمند می باشند مردمی هستند که از احساسات و مادیگرایی با نیروی خرد به اندازه بهره می برند . این مردم میانه رو همانا در میانه جهان می زیند ، در سرزمینی زندگی می کنیم که برآیند رفتار ما خاور و باختر را برای تاراج آن به تلاش واداشته ، گنج پنهان خداوندی در این سرزمین همواره هویدا بوده است .

 

چهار -  بومیان

مردم قاره آفریقا به جز کشور مصر( مصر منش و خویی نزدیک به قاره کهن دارد) و سرزمین های بومی قاره های آسیا ، آمریکا و استرالیا دارای فرهنگی خویشاوندی و تبارگرا می باشند نگاه آنها بیشتر به تبار و شهر خویش بسته است . آنها پهنه پیوستگی شان را به روشهای گوناگونی اندک ساخته اند.

بیشتر گسست اندیشه و منش بومیان با ساکنان قاره کهن در آن است که آنها پافشاری بر بده بستانهای فرهنگی با دیگر فرهنگها و یا گسترده تر نمودن آرمانها و اندیشه خویش نمی بینند . در حالی که چپیرهای قاره کهن بخت خویش را در داد و ستد گسترده تر و پخش یافته های خود می دانند .

بومیان برای داد و ستدهای خود سامان و هنجار ویژه و استواری دارند که بیشتر رویه درونی (جنبه داخلی) دارد آنان بجای " احساس " خاور زمین از " خوی آهنین" و بجای "سودجویی" باختر به "بسندگی و شکیبایی" روی آورده اند .

 

هشدار :

سرزمین های کوچ نشین (مهاجر نشین) ، دارای منش و خوی ویژه نمی باشند قاره آمریکا و استرالیا پهنه ای بزرگ از کوچندگان ناهمگون است پس صدها سال با یک برآیند همگیر بازه (فاصله) دارند .

هشداری دیگر :

در کشورهای ساتراپ های پیوسته (ایالات متحده) آمریکا ، کانادا و استرالیا از برای بودن اروپائیان در بافت زورمند چپیره آنجا ، به روشنی می توان چهره پنهانی و سود جوی باختر را دید .

 

ریشه آشوب

دانشمندان باختر در یک بررسی پیشینه ای (تاریخی) به این فرآیند رسیدند که باید چنبره ای (حلقه ای) بزرگتر از مرز های سیاسی بین خود و همچنین " سرزمین ما " به گونه نادیدنی بکشند.

این آغاز پیدایش قاره اروپا شد و به پیروی از آن دیگر سرزمینها نیز نام قاره به خود گرفتند اروپائیان دشمنی میان خود را با چنبره ای به نام اروپای یکپارچه بهبود بخشیدند که البته همیشه نیز نتوانسته آنها را یکدست نگاه دارد . شاید ساختن قاره در سرزمین آنها سبب همگونی بیشتر درمیان آنها گشت اما به بهای بلعیدن قاره کهن ، اندکی را اروپا و سرزمینی بزرگ را آسیا .

اروپائیان دشمنان خویش را به یک گونه می پندارند.

مردمان قاره کهن همچون آنان تاراجگر نبودند . این رویداد آنگونه گشت که در پیشینه آنان همواره به شیوه های گوناگون به سوی قاره کهن بتازند و با آن که رفتاری ددمنشانه از خود به نمایش می گذاردند همواره مردم قاره کهن را " بربر" می نامیدند .

این رویداد درباره پیشینه کهن نیست با نگاهی به لشکرکشی فرمانروایان اروپا در 200 سال گذشته خواهید دید بارها اروپائیان تلاش نمودند به سرزمین ما نزدیک شوند ، اگر این پیشامد رخ می داد شاید روزگار قاره کهن امروز به گونه دیگری بود .

 

سود اروپائیان

امروزه اروپائیان می دانند برآیند ادامه کمین قاره کهن بدست خاور زمین ، بافت شگفت و دگرگونی را پدید آورده است به این گونه مردم این سرزمین بزرگ هیچگاه نمی توانند یگانه شوند ودر پی آن نگرانی برای سود جویی های آنان فراهم سازند . روشن تر آنکه بافت ناهمگون امروز جلودار پیوندهای همیشگی میان آنان خواهد شد . سازمانهایی همچون آسه آن ، شانگهای ، دریای پارس (خلیج فارس) و اکو میوه این ناراستی است.

و بر پاد (خلاف) چهره کنونی آسیا ، کشورهای اروپایی با پیشینه هم ریشه و یکدست تر بودن دارای توان بیشتری برای رسیدن به همگرایی هستند .

 

چرا خاور و باختر؟

شاید بپرسید این رویداد چه دردی را داروست ؟ که ما بخشی از پیکره قاره کهن باشیم و یا خاوری و یا باختری ؟

آشکار است که نام ها می توانند خود دارای اندیشه و توان باشند نام ها شناسنه ، گوهره و نشان پیشینه ماست.

نام می تواند پویا و پرورنده باشد .

نام می تواند یار و توان پیوستن و یکپارچگی یک سرزمین باشد .

 

به تاراج رفتن نمادهای فرهنگ دیرینه ما

در دو سده گذشته باختر از ندانم کاری سران کشورهای قاره کهن سود جسته و بسیاری از دانش ها و آفرینشهای فرهنگ ما را به یغما برده است .

آنها برای هنجار بخشیدن کار خود دیوان های ویژه ای ساختند و دانش جهان تا به آن روزگار را به نام خود نموده و برای هر دانشی یک تن از میان خود را گزینش و سپس به نام نماد دانش و فر ، با پررویی پایان ناپذیری بر همه بزرگان گیتی پیش شمردند .

آغاز فرهنگ و پیشینه سرزمین ما همچون مردم سالاری ( دموکراسی ) و یا دانشهایی همچون شهرسازی ، کیمیا ( شیمی ) ، هامار(ریاضیات) و هند چک (هندسه) ،اختر شناسی ، برید ( ارتباطات) و در پایان سرایش و نگارش ( ادبیات ) را به نام خود به گونه ای دروغین پخش نمودند.

دانشمندان سرزمین ما هنگامی پی به ریشه داستان بردند که دیگر خیلی دیر شده بود .

کاش این موارد به دانشها پایان می یافت. آنان خود را پدیدآورندگان نخستین هنرهای بشری همچون نمایش ، نگارگری ، پیکر تراشی ، آهنگ سازی و دهها نمونه دیگر دانسته و با ناکسی همه را که به گونه ای پر گواه از آن پیشینه مردم سرزمین ماست را در نفیر و کرنا به سود خود به جهانیان شناسانده اند.

 

پندار تاراجگر باختر

سرنامهای مرزبندی کنونی قاره ها را اروپائیان نوشته اند .

آنان آرزوها و پندارهای تاراجگر خویش را نیز به گونه پلیدی به نمایش گذارده اند .

به گستره مرزهای سرزمین امروزی اروپا نگاهی بیفکنید .

این مرزها با هیچ گواهی نمی تواند درست باشد!

آنان زبانه مرز خویش را تا شمال ایران کنونی و تا دل روسیه پیش برده اند شاید نیازی به گفتن نباشد که هیچگاه آنها به این مرزهای دور دست نیافته اند .

این گمان می رود آنان از پس شکست ها و خواری های جنگی خود ، بدین گونه تاوان خواسته اند .

بی گمان این یک تاخت و تاز آشکار است .

می دانیم نزدیک ترین کشورهای شمال خاوری یونان ( کشورهای کرانه دریای سیاه ) ، دارای فرهنگ و ریشه مردم قاره کهن هستند .

ایدر مرزهای قاره امروزی اروپا نمی تواند جایی برای پذیرش داشته باشد . این مرزها ساخته انگاره بیمار کاخ های سرد و برهنه یونانیان است و گویای تاخت و تازی نمادین به درون بافتهای توانمند قاره کهن .

به نمونه های زیر بنگرید آیا می توانید ناتوانمندی لازم را برای براندازی آن گرفتاریها در خاور و باختر دریابید ؟

آشوبسرای ( بحران) کشمیر :

آیا جنگ در آنجا خاموش شد؟ چرا کشمیر با فرهنگی بسیار دراز، به چنین دردی دچار شده آیا کشمیر داشته هندوستان است و یا پاکستان ؟ برای ما جای خواستی نیست مهم این است که آنجا بخشی از پیکره و پیشینه قاره کهن است

آشوبسرای بالکان :

در گسست یوگسلاوی گواه بودیم اروپا از نگاهداشت آن ناتوان بود . چرا مردم سرزمین ما در برابر این رویداد بسیار کنجکاو بود ؟ و چرا اروپائیان تا واپسین دم از میانجیگری قاره کهن در اینباره جلوگیری کردند ؟

 

آشوبسرای گرجستان :

افزون خواهی اروپائیان در آشوب ناپایان گرجستان هم دیدنی و شگفت آور است آنان هنوز نتوانسته اند میان سود خود در مسکو و تفلیس یکی را بر گزینند و این کشور با فرهنگ و پیشینه ای بزرگ هم چنان دچار آسیب های بی شمار است

 

آشوبسرای قره باغ :

سازمان اروپا کوشید پاییدن (کنترل) جنگ در بنا گوش ایران و ترکیه را خود بدست بگیرد و دیدیم نقش آنها از اندازه یک میانجی ناتوان بیش نرفت .

آشوبهای مانند این باید در قاره کهن و به بگونه ای درست به پایان رسد چون ترس از جنگ برای دو کشور نارسایهای بیشتر در پی دارد.

 

نکاتی آموزنده از فروپاشی سازمان همبستگی شوروی

آنگاه که سازمان همبستگی (اتحاد جماهیر) شوروی از هم پاشید همانگونه که استونی ، لیتوانی و مولداوی در باختری ترین سرزمین روسیه به سوی لهستان و اروپا کشیده شدند ، کشورهای تازه پا گرفته قاره کهن با شتاب به هم نزدیک شدند آنان بدنبال همریشگی بودند ، شور و شادی میان مردم کشورهای همسایه برای پیدایش داد و ستد همه سویه پدیدار گشت .

 

تخم دورویی باختر

باختر با دانستن این پیشینه که همگرایی می تواند به زیان آنها بینجامد با پاشیدن تخم درویی جلودار پیدایش ساختاری توانمند در این سرزمین شد رسانه های آنها همواره از هماوردی (رقابت) ایران ، ترکیه و پاکستان برای برخورداری از سود بیشتر در این کشورها گزارش می دادند و بدین گونه پیرامون را تیره و تار نمودند .

برآیند رفتار باختر

همانا میان مردم قاره کهن دوستی مالا مال است ما همواره دارای یک پیشینه همریشه هستیم.

در آغاز راه برخی از سیاسیون رفتار نادرست نموده و با سخن باختریان هم آوا شدند اما با خواست مردم ، روند همکاریهای فرهنگی ، دانشی و ارزی (اقتصادی) همچنان گسترده راه خود را می پیماید .

خاور در بوته ارزیابی

گفتگوهایی که گذشت به چم (معنای) پاک بودن خاوریان نیست .

برای نمونه اگر نگاهی به سازمانهای گوناگون ورزشی آسیا بیفکنید ! خواهید دید بیشتر آنها در خاور دور جای دارند ؟!

خواسته آنان چه اندازه با رویه ورزش این قاره برابر است !

سالهاست ورزشکاران سرزمین ما در گرداب این نمایندگان ورزش آسیا گرفتارند و راه درمانی هم نیست این چپیره ها (مجامع) نگاهبان سود کشورهای خاور دور هستند سازمان کشورهای عربی بدبختانه بسیار دهشتناک تر رفتار می کنند .

تنها ورزش بدین درد گرفتار نیست سازمانهای دیگر آسیایی نیز چنین روندی را می پیمایند.

سالهاست گفتگو از یک آگه رسانی ( خبرگزاری ) آسیایی بزرگ است و می بینید آگه رسانی های چینی و ژاپنی در یک هماورد فشرده تلاش در گرفتن این پهنه را به سود خویش دارند و شگفت آنکه مردم قاره کهن باید خوارترین گزارشهای آنان را ببینند و آشکارترین گزارشهای سرزمین خویش را از اندک رسانه های درونی و یا از رسانه های باختر ! بگیرند .

این را چگونه می شود پاسخگو بود .

 

بازیگران ناب آسیا

دو دسته آسیای دوری ها (ژاپن ، چین ، کره ،...) و تازی ها ( عربها ) بر آسیا سوارند برای اینکه شمار آرایشان بیشتر است .

سازمانهای ارزی (اقتصادی ) آنان گویایی بافت بومی و یکدست سرزمین آنهاست.

 

 

 

نپذیرفتن دیدگاه " راه ابریشم"

خاوریها بویژه ژاپن و چین تنها گزینه ای که تا کنون برای نگاه داشتن یکپارچگی آسیا آفریده اند همانا " راه (جاده) ابریشم" است .

و اما چرا ابریشم ؟!

این را باید از ژاپنی ها و چینی ها پرسید !

راهی برای پیوند سرزمین ما با آنها بوده است سرنام ( عنوان ) ابریشم هم نشانه سود خواهی آنها و چیرگی بر پیشینه دیرینه آن است آنان هماورد خودرو ( مسابقات رالی ) و یا داستانهای سیمایی ( سریالهای تلویزیونی ) در راستای گسترش این دیدگاه به گونه ای یک سویه ترتیب داده و یا ساخته اند .

آنچه مردم قاره کهن به آنها بخشیده اند اگر همچون ابریشم مادی نباشد اما در ارزش گذاری از ابریشم بسیار با ارزشتر است .

به گفته یکی از برجسته ترین دانشمندان چین ادب و خرد آنها در گروی فرهنگ سرزمین ماست.

آنها از راه همین جاده ، که نام آن را جاده فرهنگها می گذارم 400 سال پس از نگارش "شاهنامه" بکلک استاد فردوسی ، سروده های او را بی کم و کاست به چینی برگردانده و همه سرنامها و نامها را برای خود بدلخواه بر می گردانند و بر پایه آن سروده ها صدها نمایش کهربایی ( فیلم سینمایی ) رزمی برای خود ساخته اند ! ...

بله راه فرهنگ ها و نه ابریشم ...

 

غوغا سالاری هنر چینی ها ست

در آغاز چند گزینه کلیدی :

- خاموشی چینی ها در درگیری های جهانی نباید بر آشتی جویی آنان گذاشته شود . آنان زمانی که گمان کنند آماده رویارویی هستند از هیچ گونه کرداری فرو گذار نخواهند بود.

نمونه آشکار آن را در کامبوج دیدیم جنگی با هزار هزار ( یک میلیون ) کشته ! .

آنان آدمیان نازک بدنی ( ظریفی ) هستند و به همین گونه در سیاست بخش بیرونی ( خارجی ) خود نیز بسیار نرم رفتار می کنند اما این رویکرد نباید ما را به دام بیندازد .

- تایوان در گذشته بخشی از چین بوده است چینی ها در 50 سال گذشته ، به هزار گونه تلاش نمودند تا آن سرزمین را پس بگیرند و البته بیشتر این روش ها همراه با نشان دادن چنگ و دندان ارتش بوده است.

بر همه ما روشن است که همه کشورهای با فرهنگ و با پیشینه ای کهن در دهها سال گذشته به شیوه های گوناگون کوچک شده اند اما اینکه امروز برای پیوستن دوباره چنگ و دندان به سوی آنها نشان بدهیم کاری شگفت آور است باورکنید اگر مردم و برگزیدگان این کشورها بفهمند که پیوند نیاز است ، همچون پیوستن دو آلمان ، این پیشامد رخ می نماید ، اما اگر این آمادگی نباشد هر گامی به دورتر شدن خواهد انجامید . بویژه آنکه در تایوان سامانه چند گروهی (نظام چند حزبی ) فرمانرواست و ...

- چنانچه دیدیم برای اینکه چینی ها هماورد (مسابقات )المپیک  را به کشور خود بکشند از هر رفتار نمایشی فرو گذار نکردند و هر روز به گونه ای از زنجیره انسانی بر دیوار چین گرفته تا همایش در گردراه ( میدان ) "تیان آن من" و یا بزمهای گوناگون در باشگاه های ورزشی همه و همه برای فشار بر اندیشه جهانیان بود تا سرانجام به خواسته خود رسیدند .

مبادا با جنجال آفرینی چینی ها و همین طور دیگر کشورهای خاور دور از پیدایش قاره ای کهن در میان خود روی برگردانیم . باید باور کرد آنها هر کاری برای نگاهداری جایگاه برتر خویش انجام خواهند داد .

گردش توانمندی

گردش توانمندی ( قدرت) از باختر به خاور با این روند کاریست پرهیز ناپذیر . براین باورم با یک همگرایی ، در قاره کهن می توانیم به بالندگی و پویندگی شتابان و همه سویه دست یابیم .

با این گفته ، دور می دانم توانمندی در یک یا دو بخش جهان چگالی (متمرکز) یابد .

 

آستانه

از همه شما می خواهم بی هیچ پیش داوری به سخنانم بنگرید و بی درنگ می گویم که ما در آستانه یک پیش خواست ( تصمیم ) بزرگ هستیم .

دانشمندان

بودن صدها سراینده و دانشمند در پیشینه همریشه ما، که با بخشبندی مرزهای امروزین، نمی توان آنها را در زمره شهروندان یک کشور ویژه دانست همچون مولوی ، ابوریحان بیرونی ، پور سینا ، اقبال لاهوری ، خواجه عبدالله انصاری ، بیدل ، خوارزمی ، مروزی، مخدوم قلی ، ناصر خسرو ، رودکی ، نظامی گنجوی و دهها نمونه دیگر خود نشان یگانگی ماست .

 

ورزش

در ورزشها و بازیهای بومی این نزدیکی ها نمودی دیداری تر دارد همچون ورزشهای باستانی و پهلوانی .

 

فردوسی

همریشگی در قاره کهن را به روشنی در عشق به استاد فردوسی می توانیم ببینیم خوشبختانه یکی از میهمانان همایش جهانی فردوسی ( سال 1369 دانشگاه تهران ) بودم برگزیدگان بیش از صد و اندی کشور آمده بودند . برایم دلبستگی و دانایی بی مانند استادان کشورهای قاره کهن نسبت به منش و نگاه خردمندانه فردوسی به جهان ، که برآیند آرمانها و دیدگاه مردم این قاره است جای شگفتی و شادمانی داشت .

راه بی بازگشت

داد و ستد گسترده فرهنگی میان خردمندان و مردم ، نزدیکی سیاستمداران این سرزمین را بر پاد (علیرغم ) گرایش باختر پدید خواهد شد .

خواسته نزدیکی ما راهیست بی بازگشت از آن سو که مردم و برگزیدگان ما زودتر از سیاسیون به همگرایی بیشتر تن داده اند .

 

قاره کهن

Kohun

امروز بایسته است که ما کهن ترین سرزمین جهان را که گهواره فرهنگ ، دانش و هنر است را به نام " قاره کهن " گردآوریم و این را شالوده پیوستگی پیشینه ای میان مردم سرزمین های مادریمان گردانیم .

کهن به چم ( معنای ) دیرین ، دیرینه و کامل است . ریشه آن پهلویست و می تواند نامی سترگ برای سرزمین آسیم ( معظم ) ما باشد .

 

 

نگاهی به مرگ ایرج

اگر به پیشینه فر و شکوه کشورهای قاره کهن نگاهی بیفکنیم خواهیم دید همه ما خویشاوندانی بسیار نزدیک هستیم به نیرنگهای گوناگون از هم بدور افتاده ایم و بدبختانه امروز هر یک سنگی به سینه می زنیم .

بی هیچ بزرگ نمایی استاد فردوسی والاترین خدمت را در همگرایی این سرزمین به خرج داده است . در اثر جاودانه او می خوانیم که فریدون پادشاه اساطیری سه فرزند داشت به نامهای تور و سلم و ایرج .

تور را به خاور (سرزمین امروزی چین ) و فرزندی را به باختر کشورش که اروپا باشد فرستاد و مرکز فرمانروایی خویش که قاره کهن است را به ایرج ، پاک ترین فرزندش سپرد .

جالب است که بدانید نخستین کسی که از این میان کشته می شود همان ایرج است!

او با نیرنگ برادرانش در خاور و باختر کشته می شود .

و گویا این آرزوی دیرین سلم و تور امروز به بار نشسته است !!!

فرزندان ایرج هنوز نتوانسته اند سرچشمه خرد جهان را در قاره کهن همگن کنند.

 

 

 


 

اُرد بزرگ کیست ؟

ارد ( Orod ) در شمال خاوری ایران ، خراسان دیرپا، در توس سربلند و کنار زادگاه فردوسی زاده شده است . پدرش ترک زبان بوده ولی خود او به زبان پارسی سخن می گوید به لحاظ نژادی به سلجوقیان می رسد.

ایل توانمندی در بخشی از فرا رود (ماوراءالنهر) که تا هزار سال پیش و در پایان زنجیره فرمانروایی غزنویان میانه تاشکند ، سمرقند ، بخارا ، جیحون و گهگاه شمال افغانستان امروزی در راه سرد سیر و گرمسیر رهسپار بوده اند این سرزمین امروزه برگرفته از کشورهای ازبکستان ، تاجیکستان ، ترکمنستان و افغانستان می شود آن تبار در پی دگرگونی هایی فرمانروایی غزنویان را نابود نمود و خود فرمانروایی گسترده ای را پدیدار ساخت با پایان هنگامه فرمانروایی سلجوقیان در بخشهای گوناگون تبارش پراکنده و از هم گسسته شدند .

شمار بسیاری از آنها در شمال خاوری ایران ( شیروان زادگاه پدری اش ) ماندگار شدند . ایدر می بینید به روشنی پنج کشور گسسته و با پیشینه فرهنگ همریشه با خویشتن او پیوسته هستند .

آموزه های او سرکوب کننده هیچ یک از فرمانروایان سرزمین های کنونی این قاره نیست .

آموزه های او پیوستن کشورهای این سرزمین برای پویندگی بیشتر در همه زمینه ها و از همه مهمتر، بالا بردن توان چانه زنی بیشتر در پهنه داد و ستدهای جهانی است .

آموزه های او روا دانستن دیدگاه " جنگ فرهنگهای " ساموئل هانگتینتون ( نظریه پرداز آمریکایی ) نیست و در همان حال حال پایبند به گفتگوی فرهنگها به گونه کنونی نیز نمی باشد (دیدگاه گفتگوی فرهنگهای محمد خاتمی میهندار - رییس جمهور - پیشین ایران ) .

می توان چنین برداشت کرد که او با آفرینش دیدگاه " قاره کهن " بدنبال زلال سازی پهنه جهانی است . با این کار می توان بسیاری از کجروی ها و خواسته های پس پرده فرهنگهای گسترش خواه را آشکار ساخت .

" قاره کهن " می تواند سر آغاز دگرگونی آسیم و داستان ساز در آینده داد و ستد جهان باشد .

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 1793


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها